با عبرت تاریخ، تفاوت را احساس کنید

6421e810d73841bfb87e2dfd061d7f3f-425

◄ مرحوم نلسون ماندلا:
من اقای خامنه ای را رهبر خود میدانم

◄ شیخ یوسف صانعی:
آیت الله‌هایی مثل آقای خامنه‌ای در ایران زیادند!

منابع:

◄ مستند سخنان صانعی:
[ لينک ضميمه ]

◄ مستند برای سخنان ماندلا:
[ لينک ضميمه ]

با این ذکر از حضرت عباس حاجت بخواه!

پیش نوشت:

بس است به تو گفتن کجایی؟که این سوال دردی را دوا نمی کند.

باید گفت: یاصاحب الزمان.... کجایم؟

.

.

.

از مرحوم آیت الله مرعشی نجفی نقل شده است که یکی از علمای نجف اشرف که به قم آمده بود میگفت:

مدتی برای رفع مشکلی به مسجد جمکران میرفتم و نتیجه نمیگرفتم. روزی هنگام نماز دلم شکست و عرض کردم:

مولا جان! آیا بد نیست با وجود امام علیه السلام به علمدار کربلا "قمربنی هاشم علیه السلام" متوسل شوم و او را نزد خدا شفیع قرار دهم؟!؟

در حالتی میان خواب و بیداری "امام زمان علیه السلام" فرمودند:

نه تنها بد نیست و ناراحت نمیشوم بلکه شما را راهنمایی هم میکنم که چون خواستی از حضرت ابوالفضل علیه السلام"حاجت بخواهی چنین بگو:

یا ابا الغوث ادرکنــــی...

توجهات ولی عصر علیه السلام به علما و مراجع تقلید _ ص 160

.

.

.

پس نوشت:

در ایام هفته بیشتر منتظر کدام گزینه هستید؟

شماره 1) جمعه ها و ظهور امام زمان

شماره 2) دوشنبه ها و نود عادل فردوسی پور

شماره3) هیچ کدام

موسوی باید آزاد گردد!

8d3a4839707612f8c9800e78779fc095-425

تو نباید اعدام شوے!!!

تو را باید به مردم بسپارند...

بہ مادراטּ شهدا

بہ هماטּ هایے که دروغ گفتے

بہ هماטּ هایے که تهمت زدے

بہ قلب تاریخ ... تو را نباید اعدام کرد!

تو باید مومیایے شوے که تا ابد در تاریخ بمانے...

اعدامت کنند کہ بشوے چگوارای دوم؟

که بشوے اسطوره ے آزادے؟

که بشوے قهرماטּ؟

که بشوے نقش اول تمامے فیلم هاے هالییودے؟

که بشوے آقاے برنده جایزه صلح نوبل؟

هرگز... این آرزو را به گور خواهی برد!

تو باید آزاد شوی ... بیا و جواب بده....

ما توافق کردیم آنها مرقوم داشتند!

073-aviny.jpg

میگفت حسین هم با عمر سعد مذاکره کرد!

ولی نگفت مذاکرات برای آدم کردن پسر سعد بود نه پذیرفتن تعلیق غنی سازی انقلاب حسینی!

باشد شما هم بروید برای ادم کردن غرب و امریکا مذاکره کنید...

.

.

خدایا...

قد این مذاکرات ژنو! درب خانه ات را کوبیده بودیم!

تحریم که هیچ ... امریکا و اسرائیل را هم لغو کرده بودی...!

او یک سرهنگ نیست!

او یک سرهنگ نیست...(کلیک کن)

zarif-jang1 (1).jpg

فتو کیلیپی زیبا در پی صحبت های غیر تخصصی محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه کشورمان پیرامون توان دفاعی ایران... 

زن براستی عاشق شوهرش هست!

یه همایشی برای زنها به اسم چگونه با همسر خود عاشقانه زندگی کنید برگزار شده بود توی این همایش از خانومها سوال شد : چه کسانی عاشق همسرانشون هستند ؟

همه ی زنها دستاشون رو بالا بردن!

سوال بعدی این بود که : آخرین باری که به همسرتون گفتید عاشقش هستید کی بود؟

بعضی ها گفتن امروز … بعضی ها گفتن دیروز… بعضی ها هم گفتند یادشون نمییاد!

بعد ازشون خواستند که به همسرانشون اس ام اس بفرستند و بگن:

همسر عزیزم من عاشقت هستم.

همه اینکار رو کردند.

ازشون دوباره درخواست کردند گوشیشون رو بدن به کناریشون تا جواب اس ام اسهایی که براشون اومد بود رو بلند بخونن!!!

خوب یکسری از جواب اس ام اس ها رو براتون نوشتم:

شما؟

اوه مادر بچه های من ، مریض شدی؟

عزیزم منم عاشقتم

حالا که چی ؟ بازم ماشین رو کجا کوبوندی؟

من منظورت رو متوجه نمی شم؟

باز دوباره چه دست گلی به آب دادی ؟ این سری دیگه نمی بخشمت ؟؟!!

خوب برو سر اصل مطلب ، چقدر پول لازم داری؟

من دارم خواب می بینم ؟

اگه نگی این اس ام اس رو واقعا برای کی فرستادی قول میدم یکی رو بکشم !

فراموش نکنید...

Untitled.png

تاریخ فراموش نکند ، ایران روزگاری رییس جمهوری داشت که حتی صدا و سیمای جمهوری اسلامی هم او را به تمسخر می کشید ... و او فقط سکوت می کرد ...

چادری که دل بعضیها را میزند!

77445210930699544125.png

بنی امیه و و پیروانش با چادر مشکل داشتند!

مگر نشنیدید چگونه چادر از سر اهل حرم می کشیدند عصر عاشورا...

.

.

.

و امروز هم بدون زور چادر از سر بر میدارند!

قدری دلت را آرایش کن خانوم!

ای زن! ای دخترک پاک و معصوم امروز و مادر فردای سرزمینم، ای شاهکار خلقت، ای قلب تپنده عالم هستی؛ چه بر سرت آورده اند؟ لطافت و صداقت و پاکی و سنگینی و متانتت کو؟عفت و حیا را چه کرده ای؟ به کجا رهسپار گشته ای؟ تازگی ها به زیر پایت نگاه کرده ای؟!

چگونه بگویمت؟ دلم برای نجابتت تنگ شده است. و دیر زمانیست که نگرانم! نگران تو، نگران آینده! دخترک پاک و معصوم سرزمین من؛ با چه زبانی بگویمت نگرانم؟ آخر تو نمی دانی چه بر سرت آورده اند!!!

به خودت نگاه کرده ای؟ تازگی ها فقط یک جالباسی پر قیمت شده ای، همین و بس! آنگاه که پا در میدان مسابقه دیده شدن گذاشتی تا با اندام و سر رویت ارزش گذاری شوی دیگر بر باد رفته ای بیش نبودی! همواره در تمنای نگاهی هرزه بودی تا دیده شوی که ناگهان اسیر روز مرگی شدی و نامردان مرد نما، تو را به کالای شهوت رانی خویش مبدل ساختند و یادشان رفته بود و تو نیز نگفتی، که هستی!

و سالها گذشت و تو دیگر آن دخترک پاک و معصوم  و مادر آینده سرزمینم نبودی تو برای خودت مردی شده ای، معمار و نانوا و فروشنده و راننده تاکسی و نان آور خانواده ای که دیگر خانواده نیست شده ای! تو برای اینکه اندامت حفظ شود بچه دوست نداری یا اگر هم بچه ای باشد او را با شیر خشک تناول نموده و از سینه پر ز مهرت دور می نمایی تا خدایی ناکرده استیل بدنت بهم نریزد!!!

خلاصه بگویمت؛ تو ای زن، برای خودت باش!

اصلا خودت باش نه وسیله لذت دیگران. بجای اینکه تمام فکرت این باشد رنگ و روی صورتت را با رنگ لباست ست کنی ، قدری دلت را آرایش کن!

فریاد سکوت،جوانان امروزی

"کمی کمتر سیاه نمایی"

یکی از بزرگ‌ترین جنایات در حق تاریخ آن است که روایتگران آنچه را که خود می‌پسندند، گرفته و مابقی را واگذارند.مع‌الأسف در روایت تاریخ انقلاب نیز بعضاً این نقیصه وجود داشته است به طوری که گروه‌ها، احزاب ‌و جریانات سیاسی گذشته را آنگونه که می‌خواهند روایت می‌کنند نه آنگونه که بوده است.

این‌روزها نیز دولت تدبیر و امید در روایت هشت سال مدیریت احمدی‌نژاد دچار نوعی بدبینی و بدگویی شده است. اگرچه اصولگرایان به خصوص در چهار ساله دوم مدیریت احمدی‌نژاد، نقد‌های متعددی به دولت وی داشتند اما اینکه دولت نهم و دهم را «دیو» و دولت یازدهم را «دلبر» نام نهیم نیز جفا به انقلاب و جمهوری اسلامی ایران است.


لذا امروز دولت یازدهم به جای آنکه میزان عملکرد و موفقیت خویش را در راستای محقق‌سازی مهمترین مطالبه رهبری یعنی اقتصاد مقاومتی عرضه کند به سیاه‌نمایی گذشته می‌پردازد که این مسئله با استقبال رسانه‌های غربی نیز مواجه شده است و آنها بر اساس همین مواضع در حال عقده‌گشایی هستند.

ویژه شهادت حضرت رقیه"س"

پیش نوشت:

منکرین حضرت رقیه سلام الله علیها اول باید وجود خودشان را ثابت کنند!

.

.

.

از آمدن سر به خرابه فهمیدم

وقتی قدّ رقــیه طالب ولّی خدا شویم

او خواهد آمد...

1_18.png

لکنت همیشه بد نیست!

مثل این لکنت قلم وقتی به روضه های شام می رسد....!

دست عدو به صورتم نشسته
دندونای شیری من شکسته

نمیتونم حرف بزنم من آخه
لخته خون راه گلومو بسته

عمه کی گفته من بابا ندارم
بابام همین الان بوده کنارم

از اون شبی که گرگای بیابون
ترسم دادن لکنت زبون گرفتم...

دیدن بدترین کتک/اونا سقیفه ما فدک/صدا سکینه میرسید بابا کمک

وقتیکه دستم بسته شد/وقتی کتک پیوسته شد/دندونای شیری من شکسته شد

یه بی حیا زبون میریخت/آب جلو چشمامون میریخت/از ترک لبای ما هی خون میریخت

بابا قدم شده کمون/از سرفه هام میباره خون/گرفتم از ترس به خدا لکنت زبون

بابا پاهام بی حال شده/موندن من محال شده/این پیرزن سنش فقط 3سال شده!

خشکی زده لبای من/جون نداره صدای من/از تشنگی سو نداره چشای من

چی میدونید شهود چیه؟/محله "یهود" چیه؟/از دستای سنگین بپرس "کبود"چیه؟...

کی میدونه عزیز چیه؟/حرفای تند و تیز چیه؟/ناموس پرستا میدونن کنیز...

شکسته پرو بال ما/نمیره از خیال ما/مردای مست! راه افتادن دنبال ما....

.

.

.
در همان خرابۀ شام خودش را خاک کرد رقیه

تا فردا کسی نگوید قصۀ اسارت افسانه بود!

صیـغه کردن غیر شرعی!

در جایی دختر خانمی مسئله شرعی از یک نفر میپرسید:

ببخشید حاج آقا من و دوستم بهمراه برادرم  قصد مسافرت داریم!! می خواهیم صیغه محرم شدن بین برادرم و دوستم بخوانم!! چطوری؟؟!!!

حاج آقا گفت: من متوجه نشدم... محارم انسان یا نسبی است مانند مادر و فرزند یا خاله و خواهرزاده- ویا سببی است که با خواندن صیغه ازدواج با هم محرم می شوند...

.

.

.

ادامه نوشته

روضه های شام

لعنت به این شام/ همش کتک خوردیم مدام/ ببخش این لکنت کلام...
من من من ... فقط بابامو میخوام از خدا

لعنت به این شام/ لعنت به هر چی چشم بد/ لعنت به کینه و حسد...
لعنت به هر نامردی که عمه ام رو زد ...

چشماشو دوخته دشمن به ناموس خدا/ چی میکشه عمه ما ...
سنگ میخوره از لا به لای نیزه ها...!

موی تو سوخته!/ لعنت به خولی و تنور/ می بوسمت از راه دور...
لعنت به زجر! که منو رو خاک کشونده بود....!

دلم میگیره از این شلوغی ای پدر!/ رباب حزین و خون جگر....
بیا ما رو ببر از بین نامحرما......!



  امــان زشــام ، ختــم کلام

    یک شهر به ما سنگ میزدند از روی بام

    درد و بـــلا ، هی نـاروا

     به خـــدا صد رحمت بابا به کــربــــــــلا

     همـــه حسود ، همه حسود ، رحمی نبود

     چی بگــــــم از رســـــم محلــــــه یـهـــــــــــــود

      مردا بزرگـــــــ ، دســــتـــــا بـــزرگــــــــ

       صـورت من کوچیــــکــــــ و انگشتـــــــا بزرگــــــ

       تـار شــد چشام ، قـطـع شــد صـــدام

        تــکــرار میشـــد مدینــــــه تو کــوچــــــه شــــــــــام

        پــرم شکست ، ســرم شکست

        زیــر لــگد اعضـــای پیــــکـــــــرم شکست

         آتش و دود ، تنـــــم کبـــــود

          نـگم که چه بی حرمتــــــایـی شده بـــــــود

          بــــزم شــراب ، شدیــــــم عــذاب

           چـــی بگـــــم از قضــیــــــه کشــف حجـــــــاب

            تــو ازدحـــــام ، مــلاء عـــام

             یکـــی جسارت کرد و گفت کنیــــــــز میخـــوایـــــم

              غــــم بـــود و درد ، عــرق ســــرد

               یـــــــه بــــــــی حیــــــــــــا سکیـــــنــــــه رو .....

باشد که برای خدا کار کنیم!

در زندگی بزرگان دینمون نکاتی نهفته است که اگر به آنها عمل کنیم سعادت واقعی نصیبمون میشه چه اخروی و چه دنیوی!

یکی از این افراد بزرگ شیخ عباس قمی است. الان در هر خونه ای مسجدی امامزاده ای حرم مطهر و ... یکی از کتابهایی که خود نمایی میکنه مفاتیح الجنان است علت ارزشمند بودن و کاربردی بودن این کتاب چه هست رو بهتر از زبان خود شیخ بشنویم...

مرحوم شیخ عباس قمی میفرمودند من با پدرم به یک امامزاده رفتیم پدرم از قضا کتاب مفاتیحی که من جمع آوری کردم را برداشتند و با تشر به من گفتند ببین مردم چکار می کنند تو هیچ عرضه نداری !
من نیامدم به پدرم بگویم این کتاب من است چون گفتم شاید از کارش پشیمان بشود و من دوست ندارم این چهره پدر را ببینم بنابراین تا اخر عمر ایشان این موضوع را مخفی کردم...

البته شیخ عباس بعد از جمع اوری این کتاب گرانقدر ثواب گرداوری ان را به روح حضرت زهرا هدیه کردند تا نتیجه تلاششان دو صد چندان البته شایدم بیشتر شود!

شیخ عباس در جایی دیگر میفرمودند زمان هشت سالی که در نجف بودم کتابی تحت عنوان منازل الاخره رو جمع اوری میکنند البته تا به اسم خودشون در بیارند طول میکشه. این کتاب دست بدست به ایران میرسد. در حرم حضرت معصومه شخصی بنام شیخ عبدالرزاق بعد از نماز ظهر مطالب این کتاب رو برای مردم تبیین و روشن میکردند. پدر شیخ عباس هم پای منبر ایشون بودند بعد از مراجعت شیخ عباس به ایران روزی ایشان بدنبال پدر در حرم میروند تا ایشان رو به خانه بیاورند در طول مسیر بازگشت پدر شیخ عباس با ناراحتی و تشر به وی میگوید کاش تو هم مثل این عبد الرزاق برای مردم مساله میگفتی....

شیخ عباس میگفت تا اخر عمرم به پدرم نگفتم که ان کتاب را من نوشتم تا مبادا پدرم ناراحت شود!

پی نوشت :

کویر سرانجام جنگلی بود که برای خدا زندگی نکرد!

کفن این مرجع بزرگ متبرک به اشک حسین است!

خطیب مشهور حاج آقای باقری که از شاگردان مرحوم آیت الله میلانی"ره" بودند میگفتند:

یکبار که در خدمت استادم بودم ایشان فرمودند: فلانی! منبر که میروی 40 نفر از این جوانان پای منبرت را بیاور کارشان دارم! منکه از این دستور استاد تعجب کرده بودم اطاعت امر کرده و 40 نفر از جوانان را آوردم.

آقا فرمودند: یکی یکی بیایند داخل اتاق؛ ما اصلا نفهمیدیم که چه کار دارد. فقط هر جوانی وارد میشد پس از چند لحظه با چشم گریان بیرون می آمد و اصلا حرف نمیزد ؛ حدودا 20 نفر وارد شدند تا اینکه من بیتابی کردم و داخل رفتم ببینم حکایت چیست؟!

وقتی وارد اتاق شدم اقا نشسته بودند و کفنش هم کنارش بود و هر جوانی داخل میشد از او سوال میکرد که:

تو " امام حسیـــن علیه السلام" را دوست داری؟؟؟

آنها جواب میدادند بله اقا. میفرمود: خیلی؟ جواب میدادند ان شاءالله که همین طور است، به محض اینکه اشک از دیده جوانان جاری میشد اقای میلانی سریع کفن خود را به اشک آنها می مالید. با دیدن این صحنه جوانان بیشتر منقلب میشدند و گریه میکردند و از اتاق بیرون می آمدند.

بعدا از ایشان سوال کردم: آقا شما که مرجع هستید و اجازه اجتهاد خیلی از مراجع را شما داده اید و ... دیگر به این مسائل احتیاج ندارید.

آقا فرمودند: اگر چیزی به دردم بخورد همین توسل به حسین زهراست!

حلال جمیع مشکلات است حسین
شوینده لوح سیئات است حسین

ای شیعه تو را چه غم زطوفان بلا
جایی که سفینة النجاة است حسین

کرامات معنوی/ص 47 و 48

پی نوشت:

حســــین جـــان!

از خدای من خودت را بخواه برای من!

به تو رسیدن فقط با دعای تو شدنی است....

یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ أَشْهَدُ أَنَّکَ تَشْهَدُ مَقَامِی وَ تَسْمَعُ کَلاَمِی‏...

غیبت کردن از اینجا شروع میشود...

غیبت کردن عادت زشت بعضی از ما شده است.عادتی که کم کم قبح آن ریخته و چه بسا آن را نشانه شجاعت و یا صراحت لهجه خود بدانیم و به آن افتخار کنیم!!

بحثهای سیاسی  بدون غیبت کردن اصلا امکان ندارد!! 

اتهامات ثابت شده و نشده ای را که از جایی خوانده یا شنیده ایم نقل میکنیم و غیبت را اصلا به حساب نمی آوریم.(اگر اینوری! باشیم؛داریم ماهیت ر‍‍ژیم را رسوا می کنیم! اگر اونوری! باشیم که داریم افشاگری می کنیم!)

اگر دقت کرده باشید غیبت کردن با یک جمله کلیدی!! شروع می شود و آن این است:

« دیگه چه خبر؟؟!!.....»

.

.

. 

ادامه نوشته

اقدامات 100 روزه بشرح ذیل

1378404_605963162795197_487361291_n.jpg