مبر طاعت نفس شهوت پرست/که هر لحظه اش قبله دیگرست

از قناعت خجالت نکشید...

قناعت كنید، از قناعت خجالت نكشید. بعضیها خیال می‌كنند كه قناعت مال آدمهای تهیدست و فقیر است و اگر آدم داشت، دیگر لازم نیست قناعت كند. نه، قناعت یعنی در حدّ لازم، در حد كفایت، انسان توقّف كند. توقّعات مادّیِ زیاد و بالا، موجب تنگی معیشت و موجب ناراحتی خود انسان می‌شود، اگر انسان توقّع خودش را از زندگی توقّع كمی قرار دهد، این مایه‌ی سعادت خواهد بود. نه فقط برای آخرت انسان خوب است، كه برای دنیای انسان هم خوبست...

تجمل....مسابقه‌ی بدون برنده

اسیر تجمّلات و تشریفات و چشم و هم چشمی نشوید. خودتان را در دام مسابقه‌ی مادی در امر زندگی نیندازید. هیچ كس در این مسابقه، خوشبخت و كامیاب نمی‌شود. این ظواهرِ زرق و برق‌دارِ زندگی شخصی، اینها هیچ كدام انسان را نه خوشبخت می‌كند، نه دلشاد و راضی می‌كند. اصلاً انسان هر چه گیرش می‌آید، باز چیز بیشتری را می‌خواهد. در حسرت یك چیز بهتری است. در شرع مقدس هست ـ العفاف و الكفاف ـ. به همان زندگی كه بشود گذراند و انسان محتاج كسی نباشد و در عسرت نباشد. این جور پیش ببرید...چنانچه در راه بهشت خدا مسابقه هست، در راه بهشت خیالی دنیا هم مسابقه هست. برای تجمّلاتش، برای مقام و قدرتش، برای اسم در آوردن و معروف شدنش، مسابقه هست. این مسابقه، مسابقه ناسالمی است ... هر كدام كه بخواهید به این مسابقه وارد شوید آن دیگری مانع شود و به عنوان یك ناصح با شما عمل كند. در همه‌ی مراحل بایستی میانه روی و قناعت و گرایش به روش متواضعانه و فقیرانه را فراموش نكرد كه این نظر اسلام است.

-----------------------------------------------------------------------------

دل نوشت:كمي كه نگاه ميكنم ميبينم خوشا به حال عصر جاهليت كه وحدانيت بيشتر رعايت مي شد اگر بت مي پرستيدند يكي بود امروز در عصر يكتا پرستي دلها شده بتكده اي كه لحظه به لحظه مي شكنيم و بت عيار دگری را!

لا اله بجز خدایی که همیشه مهربان است

یاد نوشت:

در آخرین جمعه سال توفیقی الهی و تشعشعی نورانی نصیبمان مزبور گشت و در حرم کریمه اهل بیت مهمان بودیم! جایتان خالی حضرت حسابی از خجالتمان در آمد و خوب بنده نوازی فرمودند! ان شاء الله شما هم نصیبتان شود! جای همه تان خالی نائب الزیاره همه دوستان بودیم بیشتر از انکه خودمان زیارت کنیم از جانب دوستان زنده و مرده پیر و جوان زیارت میکردیم چه آنهاییکه دوستان قدیمی بودند و چه انهاییکه تازه به ما پیوستند حالا بماند!

امیدوارم در سال جدید که مصادف با ایام بانوی عالمین حضرت زهراست شادیهای زود گذرمان را به بهایی ناچیز نفروشیم...

در این سال جدید بهترین رحمتها و نفحات خاصه الهی را برای همه دوستان مجازی و حقیقی خواستارم امیدوارم همه تان مورد لطف و عنایت خاصه بارتعالی قرار بگیرید!

گردش هستی جز بر مدار محبت نیست و محب جز آرامش محبوب نخواهد؛
آرامشی که دنیای ناهموار را به خانه‌ای امن بدل می‌کند. و بهار فرصت آغازی دوباره است؛
آغاز دوباره رابطه‌های دوست داشتنی...

یادمان باشد در املای زندگی، همیشه برای محبّت تشدید بگذاریم؛
تا از دوستی و انسانیت حتی نیم نمره هم کم نشود ومن میخواهم تشدید شوم بر سر واژه محبت!

اگر کسي تو را با تمام مهربانيت دوست نداشت دلگير مباش که نه تو گناهکاري نه او!
آنگاه که مهر می ‌ورزی مهربانيت تو را زيباترين معصوم دنيا مي‌کند.پس خود را گناهکار مبين!

من خدايي ميشناسم كه ابر رحمتش همواره در زمين و زمان جاریست يکي سپاسش مي گويد و هزاران هزار کفر...

رسول مکرم اسلام  که پیامبر رحمت و مهربانی بود برای امتش اما مردم زمانش بر او سنگ می زدند و یارانش اندک! 

من عيسي نامي را ميشناسم که ده بيمار را در يکروز شفا داد و تنها يکي سپاسش گفت!

پس مپندار بهتر از آنچه محمد و عيسي و خدايش را سپاس گفتنداز تو براي مهربانيت قدرداني کنند...

خوبي دليل جاودانگي تو خواهد شد،همانطور که خوبان جاودان شدند پس به راهت ادامه بده محکم و استوار و مهربانیت را شکرانه نعمات خالقت قرار ده که او رئوف و مهربان است مهربانترین مهربانان...

به ذرّه گر نظر لطف بوتراب كند *** به آسمان رود و كار آفتاب كند

فاضل بزرگوار سيد جعفر مزارعى روايت كرده : 

يكى از طلبه هاى حوزه باعظمت نجف از نظر معيشت در تنگنا و دشوارى غير قابل تحملّى بود . روزى از روى شكايت و فشار روحى كنار ضريح مطهّر حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام)عرضه مى دارد : شما اين لوسترهاى قيمتى و قنديل هاى بى بديل را به چه سبب در حرم خود گذارده ايد ، در حالى كه من براى اداره امور معيشتم در تنگناى شديدى  هستم ؟!

.

.

.

 

ادامه نوشته

سلام پرايدو!

سلام پرايدو!
   
روزگار، ما را به جايي رسانده كه به پرايد نامه بنويسيم. (فكر كن!) پرايد عزيزم، شنيده ام مرز ...ميليون تومان را رد كرده اي...

اي قشنگ تر از پريا از اين به بعد، انصافا، تنها تو كوچه نريا. چون با اين وضعيت زورگيري، اختلاس و...
كلابچه هاي محل دزدن و خداي نكرده زبانم لال يكجا تو رو مي دزدند.
   
پرايد خوبم، انژكتورت را قربان، اي لاستيكت تو حلقم، اي فداي برجستگي صندوق عقب تو، اي دور رينگت بگردم، فكر مي كردي يك زمان به مدد تلاش شبانه روزي مسوولان....ميليون تومان بشوي؟!
   
اي پرايد، اي نازنين، اي ماكسيما مخفي، اي طرح ژنريك بنز، اي پرادو مينيمال تو الان در شرايطي هستي كه مي توان لنت هايت را طوطياي چشم كرد. تو الان در موقعيتي هستي كه دود اگزوزت صد مرتبه از هواي فرحزاد مصفي تر است! تو چنان مقام و منزلتي داري كه مردم عاشق جيب چاك تو هستند.

يعني قيمتت جيب جر مي دهد، باقلوا! من در حسرت آن لحظه خواهم سوخت كه سايپا سر در
كارخانه اش بيلبورد بزند «اين ور پرايد اوفينا/ اون ور پرايد اوفينا».
   
اي تراول چك متحرك، اي هر دور لاستيك تو شيش ماه كار كردن من، اي كه ديروز در حد .... بودي و امروز اما يك پا «آرزو» شدي. همينطور كه در خيابان ها حركت مي كني و از مردم دل مي بري به جان مسوولان با بالاگرفتن برف پاك كن هايت دعا كن. آنها و فقط آنها چنان در حوزه اقتصاد كيمياگري بلد بودند، كه توانستند نه مس، كه لگني مانند تو را طلاكنند: طلاي هجده عيار!

باز من نمي دانم چرا اين مردم ناسپاس از مسوولان انتقاد مي كنند. قيمت پرايد امروز، قيمت زانتياي يك سال پيش است. آيا اين امر به راحتي به دست مي آيد؟ اين دوستان ناممكن ها را براي ما ممكن كرده اند. اي الهي آخ و همينطور بچه ها متشكريم!!!

آدمی را آدمیت لازم ست

این بی حجابی ها و بی غیرتی ها به من فهماند!!

                                        ارزانترین کالای شب عید بعضیا ناموس آنهاست!!!

ادامه نوشته

تربیت مدرن!

تعلیم و تربیت فرزندان ، یکی از اصلی ترین وظایف والدین است، اما متأسفانه در جامعه ما با توجه به این که نهادهایی همچون آموزش و پرورش و رسانه های جمعی قابل اعتماد تلقی می شوند، برخی از پدران و مادران این مسئولیت سنگین خود را فراموش کرده اند.کودکان در کنار دوستان، در کوچه ها، در مقابل تلویزیون ها و مونیتورها بدون داشتن معلمی معنوی به بلوغ می رسند و والدین در تعجب اند که چرا رفتار کودکانشان این قدر متفاوت با آنهاست؛ آنان هنوز مشکل را درنیافته اند. این مشکل به دلیل فراموشی اصلی ترین وظیفه پدری یا مادری - یعنی تربیت معنوی فرزندان - است.

 

ادامه نوشته

کمی انسانیت در حال انقراض

روزانه هزاران انسان به دنیا می‌آیند...اما انسانیت در حال انقراض است!

آدم‌ها زندگی می‌کنند… انسان‌ها زیبا زندگی می‌کنند!

آدم‌ها می‌شنوند… انسان‌ها گوش می‌دهند!

آدم‌ها می‌بینند… انسان‌ها عاشقانه نگاه می‌کنند!

آدم‌ها در فکر خودشان هستند… انسان‌ها به دیگران هم فکر می‌کنند!

آدم‌ها می‌خواهند شاد باشند… انسان‌ها می‌خواهند شاد کنند!

آدم‌ها،اسم اشرف مخلوقات را دارند… انسان‌ها اعمال اشرف مخلوقات را انجام می‌دهند!

آدم‌ها انتخاب کرده‌اند که آدم بمانند… انسان‌ها تغییر کردن را پذیرفته‌اند، تا انسان شدند!

آدم‌ها می‌توانند انسان شوند… انسان‌ها در ابتدا آدم بودند!

آدم‌ها… انسان‌ها…

آدم‌ها آدم‌اند… انسان‌ها انسان!

اما…آدم‌ها و انسان‌ها هر دو انتخاب دارند…

اینکه آدم باشند یا انسان، انتخاب با خودشان است....

ادامه نوشته

دلی که قیمت دارد ارزان نفروش

دل نوشت:آن دلى كه انسان در آن عشق اتومبيل فلان‌جور دارد، آن دل نيست، گاراژ است!
بنگاه معاملاتى است! آن دلى كه همه‌اش در آن ميل جنسى موج مى‌زند، ديگر دل نيست، آن عشرتخانه است.شاعر، آن زمان كه ضياع و عقار و زمين و ملك و گاو و خر در زندگى نقش داشته، از اينها نام برده و مى‌گويد دلى كه اينها در آن باشد، آن‌جا طويله است! ده است! دل، نيست؛

                                       دل جاى خداست؛ جاى نور است...!

-------------------------------------------------------------------

روزي من در «نوفل لوشاتو» به علت ارزاني ، حدود ۲ كيلو پرتقال خريدم . فكر كردم چون هوا خنك است،براي سه الي چهار روز پرتقال خواهيم داشت.

امام خمینی با ديدن پرتقال‌ها فرمودند «اين همه پرتقال براي چيست ؟» من براي اين كه كار خود را توجيه كنم،عرض كردم : «چون پرتقال ارزان بود، اين قدر را براي چند روز خريدم.» حضرت امام فرمودند:

«شما مرتكب دو گناه شديد. يك گناه باري اين كه ما نياز به اين همه پرتقال نداشتيم و ديگر اين كه
شايد امروز در نوفل لوشاتو كساني باشند كه به علت گران بودن پرتقال نتوانسته باشند آن را تهيه كنند،
و شايد با ارزان شدن آن، مي توانستند مقداري از آن را تهيه كنند، در حالي كه شما اين مقدار پرتقال را
براي سه يا چهار روز، آن هم به جهت ارزان بودند آن خريده ايد. ببريد مقداري از آن را پس بدهيد!»

گفتم: «پس دادن آنها ممكن نيست.» حضرت امام فرمودند: «بايد راهي پيدا كرد.»
عرض كردم: «چه كار مي توانيم بكنيم؟» حضرت امام در جواب فرمودند :
پرتقالها را پوست كنيد و به افرادي بدهيد كه تا حالا پرتقال نخورده اند. شايد از اين طريق خداوند از سر گناه شما بگذرد!

-----------------------------------------------------------------

خنده نوشت:یه استاد داشتیم هر سری میومد سر کلاس به دختر خانمها تیکه میانداخت. یه روز دخترا تصمیم گرفتند با اولین تیکه ای که انداخت از کلاس برن بیرون.... قضیه به گوش استاد رسيد (ميدونيد كه، توسط عده اي از آقا پسرهاي جان بر كف)، جلسه بعد استاد کمي دیر اومد سر کلاس و براي توجيه دير آمدنش گفت:از انقلاب داشتم میومدم، دیدم یه صف طولانی از دخترا تشکیل شده، رفتم جلو پرسیدم،
گفتند با کارت دانشجویی شوهر میدن! دخترا پا شدند كه برن بیرون، استاد گفت:
کجا میرید، وقتش تموم شد، تا ساعت 10 بود! تمام کلاس رفت رو هوا...!

ذات مهمتر است یا تربیت!

روزی شاه عباس در اصفهان به خدمت عالم زمانه “شیخ بهائی” رسید و پس از سلام و احوالپرسی ازشیخ پرسید : در برخورد با افراد اجتماع “اصالت ذاتیِ آنها بهتر است یا تربیت خانوادگی شان ؟”

شیخ گفت : هرچه نظر حضرت اشرف باشد همان است ولی به نظر من “اصالت” ارجح است و شاه بر خلاف او گفت : شک نکنید که “تربیت” مهم تر است. بحث میان آن دو بالا گرفت و هیچ یک نتوانستند یکدیگر را قانع کنند. به ناچار شاه برای اثبات حقانیت خود او را به کاخ دعوت کرد تا حرفش را به کرسی نشاند.

فردای آن روز هنگام غروب شیخ به کاخ رسید و بعد از تشریفات اولیه وقت شام فرا رسید ، سفره ای بلند پهن کردند ولی چون چراغ و برقی نبود مهمانخانه سخت تاریک بود که در این لحظه پادشاه دستی به کف زد و با اشاره او چهار گربه شمع به دست حاضر شدند و آنجا را روشن کردند. در هنگام شام ، شاه دستی پشت شیخ زد و گفت دیدی گفتم “تربیت” از “اصالت” مهم تر است ؟؟؟

ما این گربه های نااهل را اهل و رام کردیم که این نتیجه اهمیت “تربیت” است. شیخ در عین اینکه هاج و واج مانده بود گفت : من فقط به یک شرط حرف شما را می پذیرم و آن اینکه فردا هم گربه ها مثل امروز چنین کنند. شاه که از حرف شیخ سخت تعجب کرده بود گفت : این چه حرفیست ؟ فردا مثل امروز و امروز هم مثل دیروز ! کار آنها اکتسابی است که با تربیت و ممارست و تمرین زیاد انجام می شود ولی شیخ دست بردار نبود که نبود تا جایی که شاه عباس را مجبور کرد تا این کار را فردا نیز تکرار کند.

شیخ فکورانه به خانه رفت. او وقتی از کاخ برگشت بی درنگ دست به کار شد ، چهار جوراب برداشت و چهار موش در آن نهاد. فردا او باز طبق قرار قبلی به کاخ رفت و تشریفات همان و سفره همان و گربه های بازیگر همان. شاه که مغرورانه تکرار مراسم دیروز را تاکیدی بر صحت حرفهایش می دید زیر لب برای شیخ رجز می خواند که در این زمان شیخ موشها را رها کرد و هنگامه ای به پا شد ؛ یک گربه به شرق دیگری به غرب آن یکی شمال و این یکی جنوب …

این بار شیخ دستی بر پشت شاه زد و گفت : شهریارا ! یادت باشد اصالت گربه موش گرفتن است گرچه “تربیت” هم بسیار مهم است ولی”اصالت” مهم تر. یادت باشد با “تربیت” می توان گربه اهلی را رام و آرام کرد ولی هرگاه گربه موش را دید به اصل و “اصالت” خود برمی گردد!!!

مجلس از نگاه دوربین های تیزبین!


حلقوم ها را میتوان برید، اما فریادها را هرگز، فریادی که از حلقوم بریده بر می آید جاودانه می ماند!

                                                                         شهیدسید مرضی آوینی

ادامه نوشته

مسلمانان از خدا باخبر

                                     توی یه خونه یه دختر رنگ لاکش رو با رنگ شالش ست میکنه

توی یه خونه یه پسر به فکر هدیه ولنتاین دوست دخترشه

توی یه خونه مادره فکر میکنه برای جشن تولد دخترش چنتا مهمون دعوت کنه

توی یه خونه پدر فکر میکنه برای هدیه قبولی کنکور پسرش چه ماشینی بخره

توی یه خونه هم تمام غم مادر تمام فکر مادر اینه که امشب شام دارن؟

شاید فاصله تمام این اتفاقات یک تیغه دیوار باشه

مسلمون نیست کسی که از حال همسایش آگاه نباشه...!!!

ای آنکه پس از ما به جهان می تازی
می دان که جهان پر است از تن نازی
سرگرم مشو به یاوه در هر بازی
ورنه همه هستی خود می بازی

ای آنکه پس از ما به جهان بی تابی
می کوش که این دوروزه را دریابی
هر لحظه بدان که شعله ای در بادی
هر لحظه بدان که زورقی بر آبی

ای آنکه پس از ما به جهان در راهی
پیوسته زکوه عمر خود می کاهی
کوته نبود عمر بلند است آری
گر تو نکنی به عمر خود کوتاهی

ای آنکه پس از ما به جهان خانه کنی
ای کاش که زلف زندگی شانه کنی
افسانه عاشقی بخوانی شب و روز
خود را به جهان تو نیز افسانه کنی

تفاوت آریشواریا و گلشیفته

آشواریا سال 1994 به عنوان دختر شایسته جهان انتخاب شد. کسی که به دو زبان انگلیسی و هندی تسلط کامل دارد. این همه معروفیت اما برای رای کافی نبود. برای همین هم در زندگی شخصی اش تصمیمی گرفت، که او را از آنچه بود، محبوبتر و معروفتر کرد...
 
 
ادامه نوشته