لبخند رضایت امام برای تو کافیست ...

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا نور الله الذی یهتدی به المهتدون

پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلم ـ فرمود:

«أنْسكُ النّاس نُسكاً أنْصَحُهُمْ جَیْباً وَ‌اسْلَمُهُم قلباً لِجَمیعِ الْمسلمینَ.»

عابدترین مردم آن كسی است كه نسبت به مردم خیرخواه تر از دیگران و نسبت به تمام مسلمین سلیم القلب تر و باصفاتر باشد.

در خدمت امام رضا علیه السلام نشسته بود و مشغول گفتگو با حضرت بود که جمعی از اهل بصره برای ورود و دیدار ایشان اذن خواستند. امام به یونس دستور دادند که به پستوی خانه برود و تا به او اجازه نداده اند بیرون نیاید.دقایقی از حضور میهمانان گذشت و صحبت به یونس و فعالیت های او رسید. هر کدام تا توانستند از یونس بدگویی و گلایه کردند که او بر ضد شما فعالیت دارد و افکارش انحرافی است و...

در پاسخ آن ها امام تنها سر به زیر انداختند و سکوت نمودند...

ادامه نوشته

«آيا آفرينش شما مشکل تر است يا منظومه شمسی؟

آيا آفرينش شما مشکلتر است يا منظومه شمسی؟ نازعات/27

.

.

.

ادامه نوشته

دندان خراب را باید کند و بیرون انداخت!

"آمریکا شیطان بزرگ است"

تا گوش به حرفش ندهی "هیچ غلطی نمی تواند بکند" ...

اما "اسرائیل غده ی سرطانی ست"

بی آنکه بخواهی هی بزرگ می شود و هی ویران می کند وجود جهان را...

پس "باید از صفحه روزگار محو شود"


فرزندی به پدر خویش گفت: پدر چرا بخش قابل توجهی از درآمدت را صرف معالجه و نابودی سرطانت می کنی؟ این پول حق ما هم هست؟! پدر سکوت کرد و دیگر برای درمان سرطانش هزینه نکرد و پس از دو ماه درگذشت! 

اما پس از مرگ پدر، دیگر نه تنها درآمدی وجود نداشت بلکه خانواده ای نیز در کار نبود.

حالا شما چندان به خطا نرفته اید اگر بجای پدر، مسئولین نظام اسلامی؛ بجای فرزند، برخی معترضین و منتقدین؛ و بجای سرطان، اسرائیل؛ و بجای خانواده، واژه ایران را قرار دهید.

آیا گمانتان این است که باید با غده ای سرطانی سازش کرد؟؟

.

.

.

دستگیری یک جاسوس اسراییلی توسط یک نوجوان ایرانی

ادامه نوشته

حقوق بشر اینها؛انسان مساویست با حیوان

خانم آنگ سان سوچی شنیده ام فرموده اید اینان میانماری نیستند بانو هر کس میانماری نیست ادم نیز نیست!! اصلا تفکر شما درست ادم هم نیستند موجود که هستند در تمام جهان با حیات وحششان اینچنین وحشیانه رفتار نمی کنند در کجای جهان درندگان را زنده زنده میسوزانند؟!؟و حال ما نمی دانیم واقعا"بای ذنب قتلت؟؟"(سوره تکوير / ایه 9)

.

.

.


ادامه نوشته

دلاور مردان و دلار مردان!

خوش بر این سیاست که در هر کجاپا نهاد ویران نمود سیاست همانست که دلار مردان فوتبال همواره سر افکنده را برتری و فخر میدهد بر دلاور مردان نام آور کشتی و وزنه برداری و دو میدانی و تکواندو ...

نامتان هموار در قلبهایمان طلایی باد و یادتان در خاطراتمان نقره ای...


مدالهای جهانی اسراییل!

المپیک ۱۹۴۸ —-> اسراییل اعلام موجودیت کرد

جام جهانی ۱۹۸۲ —-> حمله رژیم صهیونیستی به لبنان

جام جهانی ۱۹۸۶ —-> تشدید کشتار فلسطینیان در فلسطین

جام ملت‌های اروپا ۱۹۹۲ —-> اروپائیان مردم بوسنی را قتل عام کردند.

جام ملت‌های اروپا ۲۰۰۰ —-> فرار اسرائیل از جنوب لبنان در هیاهوی جام ملت ها

جام جهانی ۲۰۰۶ —-> جنگ ۲۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه مردم غزه

المپیک ۲۰۰۸ —-> حمله/ رژیم صهیونیستی بازهم غزه را زیر آتش گرفت

جام جهانی ۲۰۱۰ —-> محاصره غزه – حمله به کاروان آزادی

المپیک ۲۰۱۲ لندن —-> ......؟؟؟

 

پس نوشت: کاش به جای این همه باشگاه زیبایی اندام یه باشگاه زیبایی افکار هم داشتیم مشکل امروز ما اندام ها نیستن ، افکارها هستن!!!

 

این شب قدر است...

درد نوشت:

بعضی وقتا در سحر ۱۹ ماه رمضان به این فکر میکنم که:"یک" ضربه فقط یک ضربه به فرق مبارک مولا علی خورد جبرییل ناله زد: " تهدمت والله ارکان الهدی... " انوقت جبرییل در گودال قتله گاه چکار کرد و چه ناله ای زد ...؟!؟ نمیدانم چند ضربه به فرق و بدن ابا عبدالله الحسین خورد...خدا داند و بس...

.

.

.

این شب قدر است....

شب سرنوشت، شب ارزش، شب تقدیر بر یک انسان نو، آغازفردایی که تاریخی نور را بنیاد می‌کند. این شب از هزار ماه برتر است، شبی که باران فرشتگان خدایی باریدن می‌گیرد، شبی که آن روح در کالبد زمان می‌دمد، شب قدر!

شبی که باران فرو می‌بارد، هر قطره‌اش فرشته‌ای است که براین کویر خشک و تافته،در کام دانه ای، بوته خشکی و درخت سوخته‌ای و جان عطشناک مزرعه‌ای فرومی‌افتدو رویش و خرمی و باغ و گل سرخ را نوید می‌دهد. چه جهل زشتی است در این شب قدر بودن و در زیر این باران ماندن و قطره‌ای از آن برپوست تن و پیشانی و لب وچشم خویش حس نکردن، خشک و غبار آلودزیستن و مردن!

هرکسی یک تاریخ است. عمر،تاریخ هر انسانی است و در این تاریخ کوتاه فردی، که ماه‌ها همه تکراری و سردوبی معنی می گذرد، گاه شب قدری هست و درآن ازهمه افق‌های وجودی آدمی فرشته می‌بارد و آن روح، روح القدس، جبرئیل پیام‌آورخدایی برتو نازل می‌شود و آنگاه بعثتی، رسالتی، و برای ابلاغ،ازانزوای زندگی واعتکاف تفکر و عبادت وخلوت فراغت و بلندی کوه فردیت خویش به سراغ خلق فرود‌آمدنی وآنگاه، در گیری و پیکار و رنج و تلاش و هجرت و جهاد و ایثار خویش به پیام!

که پس از خاتمیت، پیامبری نیست، اما هر آگاهی وارث پیامبران است! آن «روح» اکنون فرود آمده است، درشب قدر بسر می‌بریم. سال‌ها، سال‌های شب قدر است، در این شبی که جهان ما را در کام خود فرو برده است و آسمان ما را سیاه کرده است، باران غیبی باریدن گرفته است، گوش بدهید، زمزمه نرم و خوش آهنگ آن را می‌شنوید، حتی صدای روییدن گیاهان را درشب این کویرمی‌توان شنید. سلام بر این شب، شب قدر شبی که از هزار ماه، از هزار سال وهزار قرن برتر است، سلام، سلام،سلام،...
تا آن لحظه که خورشید قلب این سنگستان را بناگاه بشکافد، گل سرخ فلق برلب‌های فسرده این افق بشکفد و نهر آفتاب بر زمین تیره ما ... و بر ضمیر تباه ما نیز جاری گردد.


سُبْحانَكَ يا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ خَلِّصْنا مِنَ النّارِ يا رَبِّ
                               

                             * دکتر علی شریعتـــی *

عارفانه های میزرا اسماعیل دولابی



* دزدی به مزرعه‎ای رفت و جوالی را همراه خود برد. اوّل مقداری کدوحلوایی و هندوانه و خربزه در جوال ریخت، بعد مقداری سیب و سیب زمینی و بادمجان و خیار، و روی آن مقداری سبزی‎های مختلف مثل تره و ریحان، درِ جوال را بست و آماده‌ی فرار شد. ناگهان صاحب مزرعه با نوکرهایش رسیدند. 
 
نوکرها دزد را گرفتند و به درختی بستند و از ارباب پرسیدند با او چه کنیم. ارباب دستور داد هر چه داخل جوال است،یکی یکی بیرون بیاورند و به سر دزد بزنند. و نوکرها مشغول شدند و سبزی‎های لطیف را که روی جوال بود یکی یکی برداشتند و به سر دزد می‎زدند، ولی دزد گریه می‎کرد و می‎گفت: 

 
اللّهُمَّ اجْعَلْ عَواقِبَ امُورِنا خَیْراً: «خدایا آخر و عاقبت کارهای ما را ختم به خیر کن».
 
چون می‎دانست آخر کار چیزهایی مثل کدوحلوایی و هندوانه و خربزه را که اوّل در جوال ریخته، بر سرش خواهند زد. در آخرت هم همان چیزهایی را باید متحمّل شویم که در دنیا در جوالمان ریخته‎ایم. البته دوست اهل بیت علیهم‎السّلام ته جوالش سوراخ است و عملی را، چه صالح و چه ناصالح، ذخیره نمی‎کند. 

همان‎طور که امیرالمؤمنین علیه‎السّلام بر کفن سلمان با انگشت نوشتند:
 
«وَفَدْتُ عَلَی الْکَریمِ بِغَیْرِ زادٍ           مِنَ الْحَسَناتِ وَ الْقَلْبِ السَّلیمِ»
(بدون زاد و توشه‎ای از کارهای خوب و قلب سلیم بر خدای کریم وارد شدم.)
 
سیّئات را استغفار می‎کند: التّائبُ مِن الذَّنْبِ کَمَن لا ذَنْبَ لَهُ: 
«کسی که از گناه پشیمان و تائب باشد، مثل کسی است که گناهی ندارد».
 
حسنات را هم کار خدا می‎داند، نه کار خودش: 
مَا اَصَابَکَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللهِ: «هر خوبی و حسنه‎ای که به تو رسید، از خداست». 
بنابراين دوست اهل بیت دست خالی است. خدا هم دست خالی‎ها را دوست دارد؛ 
چون کسی که بر فرد کریم وارد می‎شود، زشت است همراه خود زاد و توشه‎ای بردارد.
 
 
«وَ حَمْلُ الزّادِ اَقْبَحُ کُلِّ شَيْءٍ          اِذَا کَانَ الْوُفُودُ عَلَی الْکَریمِ»
(و هنگامی ‎که انسان بر شخص کریمی ‎وارد می‎شود، زشت‎ترین چیز همراه ‌بردن زاد و توشه است.)
 
 
* سالک باید در طریق، همواره خود را دست خالی و بی‎‎چیز ببیند و خود و اعمالش را نبیند.
 
 
* بهترین عطیّه‎ی خدا به زاهد و عابد این است که زهد و عبادتشان را از آنها بگیرد و آنها خود را دست خالی ببینند.
 
 
* بزرگ‌ترین مزد این است که خدا فهم انسان را بزرگ کند تا درک کند و اقرار نماید که: 
 
مَا عَرَفْنَاکَ حَقَّ مَعْرِفَتِکَ وَ مَا عَبَدْنَاکَ حَقَّ عِبَادَتِکَ:
 
خدایا «آن‎‌گونه که حقّ شناختن تو بود،ما تو را نشناختیم و آن چنان که حقّ عبادت تو بود، عبادت تو را به جا نیاوردیم».
 
 
 
پس نوشت:
 
خداوندم ... هیچ درجه ای از من بین مردم بالا مبر جز آنکه معادل آن در نـزد خـودم پـَست گـردانی و بـرای من عـزت واحـترامی آشکار پدید نـیاور جز آنکه به انـدازه ی آن در ضمـیرم ذلـت بـاطنی پدید آوری ...
 
 



غربت هزار ساله شیعه هنوز ادامه دارد...

"نجیح" گوید:حسن بن علی (ع) را دیدم که مشغول خوردن غذا بود و سگی روبروی او قرار گرفته بود، هر لقمه ای که میخورد یک لقمه هم به آن سگ می داد.

عرض کردم: یابن رسولله! این سگ را از خود دور نمیکنی؟

حضرت فرمود: رهایش کن زیرا من از خداوند حیا می کنم که جانداری به من نگاه کند و من بخورم و به او نخورانم.

بحارالانوار، ج 43، ص 239


روز میلادتان مبارک هنوز در بین کوچه ها کودکی را می بینم خاک از چادر مادر نیلی گونه اش می تکاند و دستان.... زمین را به سکوت می کشم در این داغ، اقایم امروز روز میلادتان است هزاران بار سرخوش و خرسند باشید آقا جان امروز غربت شما در خانه همانند غربت اقایم مهدی در جهان است امروز در این خانه زمینی برای ایشان یک یار کم است همانند شما که آنروز یک یار هم نداشتید اقایم درد زیاد است امروز شمع میلادتان جان مسلمین گشته این مشمع ها یکی یکی بی فروق می گردند میشود ارزوی روز میلادتان را تعجیل فرج قرار دهید؟؟ که کلیدی است بر تمامیه امور و مسلمین که کلیدی است بر تمامیه امور و مسلمین همگی محتاج بر این کلید جاودانه....


ادامه نوشته

کشور جنگجو ، ملت هفت تیرکش

من به 75 نفر تیراندازی کردم و 14 نفر از آنها را کشتم... 
اگر مسلمان بودم، آنها من را تروریست مینامیدند.
اگر سیاه بودم، آنها من را آدم کش صدا میزدند.
حال که سفید پوست آمریکایی ام!، آنها من را بیمار روانی میخوانند!

 امریکا امریکا!

این بلاهت عظیم و توحّش متمدن و بدویّت مدرن و خشونت با اتیکت و غارت قانونمند و خوشبختی زشت و آزادی لش و دموکراسی احمق و ایندیویدوالیسم قالب ریزی شده و استانداردیزه و بالاخره: همان جاهلیت عرب! با شریف های قرشی! و سیاه های حبشی! و "کعبه مقدسی" که اینک "مجسمه آزادی" نام دارد و بازار عکّاظی که "وال استریت" و "بنی امیّه" و "بنی عبد مناف" و "بنی هاشم"؛ که خانواده "فورد" و خانواده "راکفلر" و "کندی" و همان "خاطره موهوم" و "فخر مجهول" به ابراهیم و اسماعیل که اینجا: "جرج واشنگتن" و "ابراهیم لینکلن" و در اینجا و آنجا و هرجا:

طوایف یهود "بنی قریظه" و "بنی نظیر" و "بنی قینقاع" که "پول" و جواهر و بازار و می فروشی هارا تیول خود دارند،منتها در ابعاد میلیونها برابر آگراندیسمان شده و هر شتر جمّازه دو کوهانه،یک جمبوجت ب52 هشت موتوره بمب افکن گشته! و "دارالّندوه شیوخ"، "سازمان سیا" شده و هر "ابولهب" ی، یک "دالس" و "کسینجر" و هر "حمّالة الحطب" و "هند جگر خواره" ای، یک پتیاره دیوی چون خانوم "روزولت" و هر "وحشی" حمزه کُشی، یک "چومبه" یا "ژنرال لونول" و "وان تیو"!

                                                                       دکتر علی شریعتی



افلا یتدبرون القرآن ...

ویل دورانت میگوید:

این ایه قران "فمن اعتدی علیکم و علیه بمثل مااعتدی علیکم ..."

(هر که به شما تجاوز کرد شما نیز همانگونه که بر شما تجاوز شده بر او تجاوز کنید)
و در مقایسه با ایه انجیل که
"اگر بر نیم رخ چپ سیلی زدند نیمرخ راستت را پیش آر و اگر عبایت را خواستند ردایت را نیز ببخش"
روشن میکند که قران یک "اخلاق مردانه" را تعلیم میکند و انجیل "اخلاق زنانه" را.!

قرآن کتابیست که با نام خدا آغاز میشود و با نام مردم پایان می یابد!
کتابی اسمانیست اما _ برخلاف انچه مومنین امروزی می پندارند و بی ایمانان امروز قیاس میکنند _ بیشتر توجه اش به طبیعت است و زندگی و اگاهی و عزت و قدرت و پیشرفت و کمال و جهاد.! کتابیست که نام بیش از 70 سوره اش ازمسائل انسانی گرفته شده است و بیش از 30 سوره اش از پدیده های مادی و تنها 2 سوره اش از عبادات.! انهم حج و نماز!

کتابی است که شماره آیات جهادش با آیات عبادتش قابل مقایسه نیست.کتابی است که نخستین پیامش خواندن است و افتخار خدایش به تعلیم.تعلیم انسان با قلم(علم الانسان بالقلم).

کتابیست که حاملش یک امی است که به تعبیر خود قران نه کتاب میدانسته و
نه ایمان میشناخته و نوشتن و خواندن نمیتوانسته و آنگاه به مرکب سوگند میخورد
و به قلم و به نوشته (ن و القلم و ما یسطرون)

کتابی است که شماره آیات جهادش با آیات عبادتش قابل قیاس نیست...

این کتاب از آن روزی که به حیله دشمن و به جهل دوست لایش را بستند، لایه اش مصرف پیدا کرد و وقتی متنش متروک شد، جلدش رواج یافت و از آن هنگام که این کتاب را ــ که خواندنی نام دارد ــ دیگر نخواندند و برای تقدیس و تبرک و اسباب کشی بکار رفت، از وقتی که دیگر درمان دردهای فکری و روحی و اجتماعی را از او نخواستند، وسیله شفای امراض جسمی چون درد کمر و باد شانه و ... شد و چون در بیداری رهایش کردند، بالای سر در خواب گذاشتند و بالاخره، اینکه می بینی؛ اکنون در خدمت اموات قرارش داده اند و نثار روح ارواح گذشتگانش و ندایش از قبرستان های ما به گوش می رسد. از انست که نمیدانی...

نمیدانی که چه کوششها کردند تا انرا از میان زنده ها دور کنند و اثرش را از زندگی قطع کنند و ندایش را؛ هم در صحنه های جهاد خاموش کنند و هم در حوزه های اجتهاد!


کاری کردند که قرآن (که کتاب خواندن و اندیشیدن و فهمیدن و روشن شدن و راه یافتن و برخاستن و عمل کردن بود) شد یک شیء مقدس متبرک که مصرف واقعیش (در هدایت پیروانش و نشان دادن راه حل و مسئولیت انتخاب انسانی) فقط استخاره است!

وظیفه پیروانش هم در برابر آن تعظیم و تکریم و تجلیل و بوسیدن و بی وضو بدان دست نزدن و توی قاب گذاشتن و کنار آینه نهادن و در بند قنداق و سفره عقد و خانه نو و روی سر مسافر و ...
برخی سوره و آیاتش هم به عنوان وردهای خاص طلسم برای منع جن و دفع باد و عزایم بستن و به گردن زائو و گاو شیرده و آدم خل بستن ...

برگرفته از کتاب پدر و مادر ما متهمیم "دکترعلی شریعتی"

رزق روزه هایمان اشکی برای روضه حسین

یادش به خیر دیروز مادرمان بین روضه شیرمان میداد امروز در بینابین روضه ،رزق افطارمان میدهند،اقایم حسین هر روز شال سیاه فرزندان مهدی را سفره افطار می کنیم و هم نوای مادرتان در مصیبت عظیم کربلا در ثانیه افطار روزه هامان،افطار می کنیم اندوه دلمان را با روضه ای از خاندان رضوان ...

هر شب آن هنگام که صدای موذن طنین انداز میگردد و تشنگی بر شما غالب گردیده با یاد لب تشنه فرزند رباب پنج بار دعای"امن یجیب ..." به همراه دعای فرج را برای ظهور پدر غریب شیعه و یگانه منجی بشریت قرائت کنیم باشد که به حق خون با ناحق ریخته علی کوچک کربلا ظهور منتقم آل محمد نزدیک گردد...

کاریکاتورهای یک انگلیسی به نفع مسلمانان


کاریکاتورهای یک انگلیسی به نفع مسلمانان  

كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين 2012 ,كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين Images 2012 ,كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين 1433 ,كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين

ترجمه :متهم است .. زنده یامرده, احتیاط کنیدبسیارخطرناک است

ادامه نوشته

ما جنبه داریم به دید خواهری نگاه میکنیم (نگاه آلوده نمیکنیم)!


یه قضیه از عارف جلیل القدر شیخ رجبعلی خیاط از (گفتگوی کیهان فرهنگی با دکتر حمید فرزام شاگرد جناب شیخ رجبعلی خیاط - ره شماره 203 شهریور1382) نقل میکنیم:


یا دروغ میگوئی یا مریضی!


یكبار هم كه با جناب شیخ از خیابان سیروس می‌گذشتیم، ایشان به بنده فرمودند: 

نگاهت كه به نامحرم می‌افتد در تو تأثیر دارد؟ خوشت می‌آید؟ من سرم را پایین انداختم و تبسم كردم، گفتند: اگر خوشت نیاید كه مریضی! حالا اگر نگاهت افتاد، باید سرت را پایین بیندازی، استغفاركنی و بگویی

                            « یا خیر حبیب و محبوب صل علی محمد و آل محمد » 

این را بگو و دامن خودش را بگیر، آن وقت چیزهایی را می‌بینی كه تا به حال ندیده‌ای بعد از قول بزرگی گفتند:
آدم به جایی می‌رسد كه اگر خدا را نمی‌بیند، فرشته‌ها را می‌بیند و افزود: اینها به دید انسان می‌آیند،به جایی می‌رسی كه با فرشته‌ها ملاقات خواهی داشت. حرفهایی كه جناب شیخ می‌زد،
آخرین كلاس عرفان بود و باطن افراد را می‌دید .
 

پس نوشت:
 
روزي دو نفر در جنگل قدم مي زدند.
ناگهان شيري در مقابل آنها ظاهر شد..
يكي از آنها سريع كفش ورزشي اش را از كوله پشتي بيرون آورد و پوشيد.
ديگري گفت بي جهت آماده نشو هيچ انساني نمي تواند از شير سريعتر بدود.
مرد اول به دومي گفت : قرار نيست از شير سريعتر بدوم. كافيست از تو سريعتر بدوم...
و اینگونه شد که شاخه ای از مدیریت بنام مدیریت بحران شکل گرفت!!!!

شمشير داموكلس

تا وقتي كه امريكا، ‌اروپا و ناتو، رژيم صهيونيستي را گروگان دولت سوريه مي دانند نگران هيچ چيز
نباشيد و از سوي ديگر مردم سوريه و دولت آن بدانند كه همه پيكان تهديد خود را به جاي ناتو
به سمت رژيم صهيونيستي ببرند. نام دكترين آن كه غربي‌ها نيز آن را خوب مي‌شناسند
                                            شمشير داموكلس است
در اسطوره‌هاي غرب در يونان شمشير داموكلس شمشيري است كه در كنار گردن دشمني
گذاشته مي‌شود كه هر گاه دست از پا خطا كند عزيز او را از بين مي‌برد...…

در دکترین شمشیر داموکلس، وضعیت سوریه، مقاومت اسلامی در فلسطین و لبنان
به شکلی است که از سه زاویه شمشیر داموکلس اطراف گردن رژیم صهیونیستی قرار
داده شده است و حال با چنین گروگانی، پیمان آتلانتیک شمالی که طرح حمله به
سوریه را دارد یک برگ دیگر را رو کند تا ما نیز برگ استراتژیک خود را رو کنیم،

این نکته را از این نظر می‌گویم که نخواهنداز لحاظ روانی روحیه مردم سوریه را خراب کنند…