ویژه شهادت حضرت رقیه"س"
پیش نوشت:
منکرین حضرت رقیه سلام الله علیها اول باید وجود خودشان را ثابت کنند!
.
.
.
از آمدن سر به خرابه فهمیدم
وقتی قدّ رقــیه طالب ولّی خدا شویم
او خواهد آمد...
![]()
لکنت همیشه بد نیست!
مثل این لکنت قلم وقتی به روضه های شام می رسد....!
دست عدو به صورتم نشسته
دندونای شیری من شکسته
نمیتونم حرف بزنم من آخه
لخته خون راه گلومو بسته
عمه کی گفته من بابا ندارم
بابام همین الان بوده کنارم
از اون شبی که گرگای بیابون
ترسم دادن لکنت زبون گرفتم...
دیدن بدترین کتک/اونا سقیفه ما فدک/صدا سکینه میرسید بابا کمک
وقتیکه دستم بسته شد/وقتی کتک پیوسته شد/دندونای شیری من شکسته شد
یه بی حیا زبون میریخت/آب جلو چشمامون میریخت/از ترک لبای ما هی خون میریخت
بابا قدم شده کمون/از سرفه هام میباره خون/گرفتم از ترس به خدا لکنت زبون
بابا پاهام بی حال شده/موندن من محال شده/این پیرزن سنش فقط 3سال شده!
خشکی زده لبای من/جون نداره صدای من/از تشنگی سو نداره چشای من
چی میدونید شهود چیه؟/محله "یهود" چیه؟/از دستای سنگین بپرس "کبود"چیه؟...
کی میدونه عزیز چیه؟/حرفای تند و تیز چیه؟/ناموس پرستا میدونن کنیز...
شکسته پرو بال ما/نمیره از خیال ما/مردای مست! راه افتادن دنبال ما....
.
.
.
در همان خرابۀ شام خودش را خاک کرد رقیه
تا فردا کسی نگوید قصۀ اسارت افسانه بود!