مسئولیت شیعه بودن ؛ آری رسالت ، نه فقط رساله.
از همه مسئولیتهائیکه مکتبهای آزادی خواهی، عدالتخواهی و آزادی بخش بر دوش معتقدان
و پیروان خود مینهد-- سنگینتر است.
" شیعه بودن " تنها به معنای " دوستداری علی " یا " شناخت علی " نیست ، چرا که
دوست داشتن یک "احساس" است و "شناختن" یک "امر ذهنی" . در صورتیکه " تشیع "
به معنای پیروی کردن -- در حقیقت ، عمل است و حرکت. بنابراین ممکن است کسی
دوستدار علی باشد -- تا حد عشق؛ یا از علی تجلیل کند تا حد خدا،و یا حتی ممکن
است کسی با علی آشنا باشد -- در حد بزرگترین محققی که همه عمرش را وقف تحقیق
در زندگی علی کرده است و یا همچون کسیکه با علی در تمام دوره عمر زیسته است اما
در عین حال " شیعه علی " نباشد ! زیرا غیر از آنچه که در فرهنگ و علوم شیعه است --
" پیروی از علی " در خود کلمه شیعه و لفظ تشیع نهفته است، البته که لازمــــــــــــه
" پیروی از علی " ، " شناخت علی " است و لازمه شناخت علی ، " عشق ورزیدن "
به " علی " . اما معنای اساسی تشیع و آنچه که معنی تشیع را تحقق خارجی راستین
میبخشد " پیروی کردن " از اندیشه علی ، روش زندگی علی، روش کار علی،
نحوه جهاد علی و تحمل علی است.
گرفتاریی که ما داریم ، ما ملتی که افتخار بزرگ انتساب به علی و مکتب علی را داریم
و این ، بزرگترین میراثی است که ملت ما داراست و بزرگترین افتخار تاریخی که میتواند به
آن بنازد و بالاخره بزرگترین سرمایه امیدی است که میتواند بوسیله آن نجات پیدا کرده،
به آگاهی ، بیداری، حرکت و رهایی برسد -- اما در عین حال ، می بینیم که با داشتن
علی و با داشتن مکتب علی ، یعنی " عشق به علی " از همه اینها محروم است ،
اینست که ما در مرحله " محبت به علی " مانده ایم و حتی به مرحله "شناخت علی"
هم نرسیده ایم! .... در صورتیکه شیعه علی بودن از "چون علی عمل کردن " شروع
میشود و این مرحله ای است پس از شناخت و پس از عشق .
بنابراین ما یک ملت " دوستدار علی " هستیم ، اما نه " شیعه حقیقی علی"!
چرا که شیعه علی -- همچنانکه گفتم -- علی وار بودن ، علی وار اندیشیدن،
علی وار احساس کردن ، در برابر جامعه ، علی وار مسئولیت احساس کردن و
انجام دادن ، و در برابر خدا و خلق ، علی وار بودن ، علی وار پرستیدن و
علی وار خدمت کردن است...
دکترعلی شریعتی