کارهای شما پیشکشی ست به خدا، و هیچ کس نمی تواند " خدا " را فریب دهد ...
و مانند کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند پس خدا هم خودشان را از یادشان برد.
سوره حشر - آیه 19
پیش نوشت:
گفتی "بخند" .... گفتم " نگاه کن گفتی" بگو " ....گفتم "بشنو" گفتی "عاشق شو" ..... گفتم "حس کن گفتی "ثابت کن" .... گفتم "لمس کن گفتی "گریه کن" .... گفتم "بزن گفتی " برو " ....
گفتم ... "خدا نگهدار ببین ! همیشه حرف ، حرف تو بوده است ...
و من ، چه سر به راه پا در راه جدائی نهادم ...
یوسف به زندانی گفت: « ... مرا در نزد ملك مصر یادآور!... »
نوشته اند: جبرئيل عليه السلام نزد يوسف آمد و او را در گوشه زندان برد و به امر خدا
از طبقه اول تا طبقه هفتم زمين براى يوسف نمايان گشت
جبرئيل فرمود: نگاه كن ، چون يوسف (ع) نظر كرد ديد سنگ بزرگى است آن سنگ شكافته شد
در ميان آن سنگ كرمى بيرون آمد و برگى سبز در دهان گرفته به سخن در آمد و خطاب به يوسف عليه السلام گفت :
اى پاكيزه ترين پاكيزگان ، پروردگار عالميان به تو سلام مى رساند و مى گويد شرم نداشتى
از من كه از پادشاه آدميانم يارى بجوئى به عزت و جلال من به خاطر اين كار، تو را تا هفت سال در اين زندان نگه مى دارم .
در روايت ديگر آمده : چون يوسف چشمش به كرم افتاد جبرئيل فرمود: رازق اين كرم كيست ؟
يوسف فرمود: خدا
جبرئيل فرمود: خداوند مى فرمايد من از اين كرم كه در دل سنگ در قعر زمين است غافل نيستم
تو گمان كردى من تو را فراموش مى كنم كه به آن جوان گفتى اذكرنى عند ربك نزد پادشاه از من
ياد آورى بكن ، گفته شد كه يوسف شبانه روز گريه كرد...
منبع:بحار الانوار: ج 71، ص 150/ منهج الصادقين : ج 5، ص 44/ البرهان : ج 2، ص 254.
پس نوشت:
یکی از نعمتهایی که خدا به انسان عرضه داشته نعمت "فراموشی" است که اگر نبود انسان در حوادث و اتفاقات زندگی بی گمان نابود میشد چه بسا انسانهایی را در گوشه و کنار میبینیم که بر اثر حادثه بلا از دست دادن یکی از عزیزانش تا اخر عمر نمیتواند فراموش کنند اما اگر در طول زندگی یک چیز را فراموش نکنیم و ان اینکه هرلحظه هر جا "خدا" در کنار ماست بقیه ماسوا و دون الله فراموش شدنیست ...